تبليغاتX
نگین






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


نگین

خوشا از دل نم اشکی فشاندن
به آبی آتش دل را نشاندن

خوشا زان عشقبازان یاد کردن
زبان را زخمه فریاد کردن

خوشا از نی، خوشا از سر سرودن
خوشا نی نامه ای دیگر سرودن

نوای نی نوایی آتشین است
بگو از سر بگیرد، دلنشین است

نوای نی، نوای بی نوایی است
هوای ناله هایش، نینوایی است

نوای نی دوای هر دل تنگ
شفای خواب گُل، بیماری سنگ

قلم، تصویر جانکاهی است از دل
عَلَم، تمثیل کوتاهی است از نی

خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سر او را به خط نی رقم زد

دل نی ناله ها دارد از آن روز
از آن روز است نی را ناله پر سوز

چه رفت آن روز در اندیشه نی
که اینسان شد پریشان بیشه نی؟

سری سرمست شور و بی قراری
چو مجنون در هوای نی سواری

پر از عشق نیستان سینه او
غم غربت، غم دیرینه او

غم نی بند بند پیکر اوست
هوای آن نیستان در سر اوست

دلش را با غریبی، آشنایی است
به هم اعضای او وصل از جدایی است

سرش بر نی، تنش در قعر گودال
ادب را گه الف گردید، گه دال

ره نی پیچ و خم بسیار دارد
نوایش زیر و بم بسیار دارد

سری بر نیزه ای منزل به منزل
به همراهش هزاران کاروان دل

چگونه پا ز گِل بر دارد اشتر
که با خود باری از سر دارد اشتر؟

گران باری به محمل بود بر نی
نه از سر، باری از دل بود بر نی

چو از جان پیش پای عشق سر داد
سرش بر نی، نوای عشق سر داد

به روی نیزه و شیرین زبانی!
عجب نبود ز نی شکر فشانی

اگر نی پرده ای دیگر بخواند
نیستان را به آتش میکشاند

سزد گر چشم ها در خون نشیند
چو دریا را به روی نیزه بیند

شگفتا بی سر و سامانی عشق!
به روی نیزه سرگردانی عشق!

ز دست عشق عالم در هیاهوست
تمام فتنه ها زیر سر اوست

 
قیصر امین پور

**********************

سلام به همه دوستان و رفقا.

تسلیت میگم این روزهای عظیم و باشکوه رو و امیدوارم عزاداریهای همگیمون مقبول درگاه صاحبش واقع بشه.

کوتاه و مختصر میگم.

بیاید این روزها به یاد همدیگه باشیم.

بیاید برای هم دعا کنیم که تک تک لحظات این روزها و شب ها رو قدر بدونیم و دلمون نیاد که دست خالی از این ماه بزرگ خارج بشیم.

دعا کنیم محبت حسین (ع) و کرامت ماه بنی هاشم نمک گیرمون کنه و هیچ پناهگایی رو غیر از آغوش اهل بیت انتخاب نکنیم.

هر جا بودین "نگین" رو هم فراموش نکنید...

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت9:1 بعد از ظهرتوسط نگین | |

دلم را سپردم به بنگاه دنیا

و هی آگهی دادم اینجا و آنجاو هر روز

برای دلم

مشتری آمد و رفت

و هی این و آن

سرسری آمد و رفت

****

ولی هیچ کس واقعا

اتاق دلم را تماشا نکرد

دلم قفل بود

کسی قفل قلب مرا وا نکرد

****

یکی گفت:

چرا این اتاق

پر از دود و آه است

یکی گفت:

چه دیوارهایش سیاه است

یکی گفت:

چرا نور اینجا کم است

و آن دیگری گفت:

و انگار هر آجرش

فقط از غم و غصه و ماتم است

****

و رفتند و بعدش

دلم ماند بی مشتری

ومن تازه آن وقت گفتم:

خدایا تو قلب مرا می خری؟

****

و فردای آن روز

خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه

پشت خود بست

****

و من روی آن در نوشتم:

ببخشید، دیگر

برای شما جا نداریم

از این پس به جز او

کسی را نداریم.

پ.ن۱:شش روز از ماه مبارک میگذره و من در تمام این مدت منتظر یه حس و حال خوب بودم که "نگین"رو به روز کنم تا اینکه الان فرصتش پیش اومد.

فقط میگم:سلام ماه همیشه بهار،سلام ماه رحمت و مغفرت،و سلام ماه مهربون من!

پ.ن۲:خیلی خیلی "التماس دعا" از همه.

پ.ن۳:امیدوارم این لحظات آسمونی و قشنگ موندنی باشه و قول و قرارامون با خودمون و خدا با اولین صبحانه روز عید فراموش نشه!!!

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت11:56 قبل از ظهرتوسط نگین | |