|
به اعتقاد من آدما از لحاظ روابط عاطفی سه دستن.یه عده مثل بوته خار میمونن وسط شوره زار که اگر تا ابد هم آبیاریشون کنی و به پاشون بشینی حتی یک جوونه هم نمیزنن بهر خوشی دل تو.البته دست خودشون نیستا! بضاعتشون در همین حده.(اونروزی که خدا لیاقت و ظرفیت رو تقسیم میکرده اینا نبودن احتمالا) یه عده دیگه به قول معروف گربه صفتن!یعنی تا وقتی بهشون خدمات میدی،قربون صدقشون میری و ازشون تعریف و تمجید میکنی میشن نوکر کمربستتو ازت به عنوان محشرترین آدم دنیا یاد میکنن و به محض اینکه خدای نکرده یه جمله انتقادی یا تلخ از دید خودشون ازت بشنون راحت تر از آب خوردن چشمشونو میبندن به همه اتفاقات خوب گذشته و یه پنجه عمیق و اساسی میکشن رو صورتت!(تا من باشم روی گربه سرمایه گذاری نکنم!) یه عده هم آدمن به معنای واقعی کلمه.مثل بارون میبارن روی هر چیزی که بین راهشونه و خار و بوته یاس هم براشون فرقی نمیکنه.(خدا زیادشون کنه!) .... یه وقتایی ذهنم بدجوری درگیر روابط عاطفی و حد و حدودش میشه.اینکه اصلا محبت حقیقی یعنی چی و تا چه اندازه ای مجاز به بروزش هستی که هم حستو به طرفت منتقل کنی هم از رفتارت سواستفاده نکنه.چند روز پیش که فکرم مشغول همین چیزا بود دیدم موضوع برنامه تلویزیونی دکتر(...)دقیقا همینه.یه خانومی تماس گرفته بود و میگفت که: سالیان سال به خواهر کوچیکترش از روی حس مسولیتی که داشته محبت کرده و همه جوره هواشو داشته اما حالا که خودش نیاز به کمک داره اون چشمشو به روی سختیای این خانوم بسته و قدمی برنمیداره.میگفت و با تمام وجود میسوخت!اینو از بغضی که صداشو میلرزوند میشد فهمید! دکتر گفت خانوم دست بردار از این فلسفه بافی ذهنی!من قبول دارم که خواهر شما دختر مهربان و خوبی نیست اما تو حق نداری انتظار داشته باشی.روزی که شما محبت میکنی چون طرفت رو دوست داری و عاشقشی همون لحظه جواب محبتتو گرفتی و اون لذت بردن از عشق ورزیدنه.اما اونروزی که تو محبت کردی به امید اینکه طرفت توی فرصتی رفتار تو رو جبران کنه دیگه اسمش محبت نیست معاملست. آدما دو دستن.یا مهربانن یا مهر طلب.آدم مهربان محبت میکنه،لذت میبره و تازه از تو بابت اینکه محتاجی و فرصتی رو فراهم کردی که بهت مهربونی کنه سپاسگزاره.اما ادم مهرطلب در حین اینکه داره محبت میکنه رنج میبره و درگیر اینه که آیا تو محبتشو رو جبران میکنی یا نه! جوابمو خیلی واضح و روشن گرفتم.فکر میکنم تا امروز بخشی از رفتارای به زعم خودم سرشار از عشق و محبتی که تقدیم اطرافیانم کردم به این امید بوده که طرفم بفهمه، قدردان باشه و به وقتش تلافی کنه. اما واقعیت اینه که قرار نیست همه آدما مثل من فکر کنن و رفتار.من اونروز که به میل و اختیار خودم حرکتی رو انجام میدم دیگه حق اینو ندارم که منتظر جواب باشم.از طرفی اگر طرفم بفهمه و سپاسگذار باشه شعور و معرفت خودش رو نشون داده و منو واسه رفتار بعدیم بیشتر ترغیب میکنه.اما اگر قراره همچین انتظاری داشته باشم وارد یه معامله شدم که غیر از امضای من امضای طرفمم لازمه تا به رسمیت دربیاد. این سال جدید از همون ابتداش برام پر بوده از درس و تجربه.یه تصمیم جدید گرفتم و اونم اینه که قبل از اقدام به هر عمل محبت آمیزی به خودم میگم فرض کن این محبت و مهربونی تو قرار نیست هیچ وقت جبران بشه وتو با یه آدم سرد و بی انصاف تو این زمینه طرفی که نه تورو میفهمه نه تلافی میکنه و نه قدردانه.اونوقت اگر بازم دلم خواست بهش محبت کنم دیگه خیالم راحته که خالصانستو درد و عذاب روزای بی معرفتی آینده رو از خودم دور میکنم. این روش رو در پیش گرفتن یکم سخته مخصوصا برای ما جماعت ایرانی که هیجانی وآنی رفتار کردن تو ذاتمونه. دوست دارم نظر شمارو هم بدونم.فرق بین مهرورز و مهر طلب چیه و بهترین راه برای محبت کردن و رنج نکشیدن کدومه؟ پ.ن1:خواب و غذام بدجوری کم شده و برخلاف همیشه دلیلش رو نمیدونم.چشمام گیج و مست خوابه اما ذهنم شلوغه و یاری نمیده. تجربه این روزارو زیاد داشتم و تقریبا برام عادیه،فقط امیدوارم زودتر بگذره. پ.ن2:همیشه اعتقاد داشتم آدما خودشونن که با رفتارشون تعیین میکنن دیگران تا چه حد ازشون انتظار داشته باشن.وقتی همیشه نقش ناجی و راهنما رو داشته باشی دیگه کسی واسه شنیدن نمیاد سراغت،وقتی میاد که کوهی از حرف رو دلش سنگینی کرده و فقط میخواد حرف بزنه!سخته همیشه فقط شنونده باشی! پ.ن۳:(اضافه شد!)اینم یه موزیک خوشگل دیگه.بیشتر از آهنگش عاشق شعرش شدم.انگار جناب "امید" اینو برای مطلب من خونده! من و خود من (click plz)
من انجام می دهم ، کاری را که من انجام می دهم تو انجام می دهی ، کاری را که تو انجام می دهی من به این دنیا نیامده ام که مطابق ِ میل تو رفتار کنم تو به این دنیا نیامده ای که مطابق ِ میل من رفتار کنی من من هستم وتو تو . . . در این بین اگر هم دیگر را شناختیم بسیار زیباست . در غیر این صورت کاری نمی توان کرد . . . . . . . . من اول باید خود را بشناسم تا با تو روبرو گردم ! پ.ن۱:خیلی خوبه که من تو رو دوست داشته باشم چون خودتی!نه به این خاطر که جوری هستی که من میخوامو خوشم میاد. تا حالا شده کسیو اینجوری دوست داشته باشی؟بی تبصره؟بی شرط؟دوسش داشته باشی چون خود خودشه. دوست داشتن این مدلی قشنگه.نه؟پس دوستتون دارم همین مدلی.چه کامنت بذاری چه نه!! پ.ن۲:روزای خوب و آرومی رو دارم میگذرونم.همه چی بنظرم خوبه.ولی خب سعیم اینه که زیادی به این وضعیت تکیه نکنم.چون معلوم نیست تا کی ادامه داره.پس باید آماده باشم برای هر اتفاقی که قراره بیفته که امیدوارم قشنگ بیفته... پ.ن۳:ویولت عزیزم غیر از قلم خوشگل و راحتی که داره یه کار جالبم میکنه گاهی.یه سری از آهنگایی که دوسشون داره میذاره تا بقیه هم گوش کنن و کیفشو ببرن.شاید منم اینکارو کردم.البته ممکنه با اینکار خیلی صداها دربیاد و تعجب ها برانگیخته بشه!! پ.ن۴:دیشب یه غذا و یه پیش غذا درست کردم که تا حالا فقط زحمت حاضر آماده خوردنشو کشیده بودمو حتی روند آماده شدنشو هم نمیدونستم.ولی خوشبختانه از اونجایی که من هوش آشپزیم حرف نداره!!خیلی مبسوط و عالی آز آب دراومد.حس خوبی بهم داد همین اتفاق کوچولو... پ.ن۵:بگو مجبوری انقد دیر به دیر آپ کنی که اینهمه پ.ن ردیف بشه؟!
|
About![]()
مرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Specific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDump
بیداری خوابهای 24 ساعته Categories |